خاطره ای جالب و مهم از شهید بزرگوار ابراهیم باقری
شنبه, ۳۰ تیر ۱۴۰۳، ۱۰:۵۷ ق.ظ
به نام خدا با یاد خدا و برای خدا ؛
تازه به گردان صدویازده امام سجاد(ع) معرفی شده بودم و بنا به تشخیص فرمانده در قسمت فرهنگی گردان به کار گرفته شدم. یک انبار با بدنه فلزی بالای گردان بود که اقلام فرهنگی در آنجا نگهداری میشد. تصمیم گرفتم یک خانه تکانی اساسی از انبار بکنم. خیلی از اقلام از جمله لباسهای ورزشی کهنه، پارچههای مندرس و پارهی از رده خارج را جدا کردم. تعدادی از لباسهای ورزشی و پارچههای بلا استفاده را داخل گودالی ریختم و خواستم آتش بزنم. قسمتی از پرچم جمهوری اسلامی لای پارچههای کهنه مانده بود و من متوجه نشده بودم. کهنهها در حال سوختن بودند. شهید باقری که کنار من ایستاده بود و سوختن کهنهها را تماشا میکرد، چشمش به آن تکه پرچم افتاد. خودش را به دل آتش سوزان زد و آن را جدا کردو مانع سوختن آن شد. گفتم:《 برادر باقری اینکه تنها قسمتی از پرچم است آن هم کهنه و بلا استفاده،》
رو به من کرد و گفت:《جوان، این پرچم مقدسه؛ حتی اگه تکهای از اون باشه باز هم مقدسه. جای اون پرچم روی قلههاست. این پرچم مظهر اقتدار و شرافت ایران و اسلامه.
این حرکت شهید خاطره و درسی شد برای من که چقدر شهیدباقری به این نظام و پرچم مقدس آن وفادار و ایمان داشتند.
روحش شاد و یادش گرامی
راوی:( عباس گل محمدی همکار شهید )
تازه به گردان صدویازده امام سجاد(ع) معرفی شده بودم و بنا به تشخیص فرمانده در قسمت فرهنگی گردان به کار گرفته شدم. یک انبار با بدنه فلزی بالای گردان بود که اقلام فرهنگی در آنجا نگهداری میشد. تصمیم گرفتم یک خانه تکانی اساسی از انبار بکنم. خیلی از اقلام از جمله لباسهای ورزشی کهنه، پارچههای مندرس و پارهی از رده خارج را جدا کردم. تعدادی از لباسهای ورزشی و پارچههای بلا استفاده را داخل گودالی ریختم و خواستم آتش بزنم. قسمتی از پرچم جمهوری اسلامی لای پارچههای کهنه مانده بود و من متوجه نشده بودم. کهنهها در حال سوختن بودند. شهید باقری که کنار من ایستاده بود و سوختن کهنهها را تماشا میکرد، چشمش به آن تکه پرچم افتاد. خودش را به دل آتش سوزان زد و آن را جدا کردو مانع سوختن آن شد. گفتم:《 برادر باقری اینکه تنها قسمتی از پرچم است آن هم کهنه و بلا استفاده،》
رو به من کرد و گفت:《جوان، این پرچم مقدسه؛ حتی اگه تکهای از اون باشه باز هم مقدسه. جای اون پرچم روی قلههاست. این پرچم مظهر اقتدار و شرافت ایران و اسلامه.
این حرکت شهید خاطره و درسی شد برای من که چقدر شهیدباقری به این نظام و پرچم مقدس آن وفادار و ایمان داشتند.
روحش شاد و یادش گرامی
راوی:( عباس گل محمدی همکار شهید )
۰۳/۰۴/۳۰
خیلی زیباست این داستان اما کاشکی از شهید یک عکس بارگزاری میکردین